تاثیر ترس در جذب

0

از آن جایی که زیباترین و همچنین دلهره آورترین افکار ما در بیشترین ساعات زندگی، ذهن ما را به خود مشغول می کنند، لذا ما همین افکار را به طرف خود جذب می کنیم. درست همان موقعی که به خود می گوئیم: “نمی خواهم این پیراهن نو را کثیف کنم.” خودنویس شما یک لکه بزرگ آبی روی جیب آن نقاشی می کند.
این است تاثیر افکار و کلمات. مطلب که در سایت Rooziato نیز بسیار به آن پرداخته شده است.
تا به حال چند بار این حرف را شنیده اید که: “من هفت سال یک ماشین قراضه را راندم و یک بار هم تصادف نکردم، اما به محض این که ماشین صفر کیلومتر را از کمپانی تحویل گرفتم، مردم یا جلو و عقب ماشین را نشانه گرفتند یا از چپ و راست جاده بیرونم انداختند.”
خانمی می گفت که: ” ظرف هفت سال گذشته، پنج حادثه ی شدید رانندگی داشته است. وی تصدیق کرد که آن قدر به ترس از تصادف فکر کرده که باعث جذب آن به طرف خود شده است.”
حتی اگر به ذهن خود بگوئیم: “من نمی خواهم A اتفاق بیفتد.” باز هم به طرف A کشیده می شویم. زیرا ذهن فقط می تواند به سمت هر چیز حرکت کند و قادر به فاصله ی گرفتن و دور شدن از آن نیست. با این اصول می توان توضیح داد که چرا وقتی یک بچه به قصد ناخنک زدن به جعبه آب نبات به آشپزخانه می رود و با آذوقه ی یک ماه آب نبات پاورچین پاورچین در حال خروجی موفق است، دفعتا گیر می افتد! و ناگهان سر بزنگاه پدر از راه می رسد. زیرا در آن زمان فکر اصلی او این است که: “خب، حالا این آب نبات ها را برمی دارم و خدا کند که گیر نیفتم وگرنه وای به حالم!”

روزیاتو / ترس از دست دادن

روزیاتو / ترس از دست دادن

آیا هیچ وقت برایتان پیش آمده که مهمانی یا مراسمی خاص را در پیش داشته اید و با این فکر ذهن خود را مشغول کرده اید که: “فقط امیدوارم مریض نشوم و این مهمانی را از دست ندهم.” و بعد چه شد؟ مریض شدید و آن را از دست دادید. اینطور نشد؟ آیا نحوه ی عملکرد ذهن واقعا شگفت انگیز نیست؟
کارآیی این اصول را می توان در تمام جنبه های زندگی از جمله فقر و مزاج بیمارگونه نیز مشاهده کرد. به طور کلی اگر ما مدوام درباره ی زشتی ها بخوانیم و فکر کنیم و حرف بزنیم، هشیارانه یا ناخودآگاه به طرف آن ها جذب می شویم. مسیر حرکت افراد موفق به سوی موفقیت است. در صورتی که تلاش شکست خوردگان گریز از شکست است. اگر تنها یک اصل روانی وجود داشته باشد که بتواند از یک شکست خورده فردی موفق بسازد این است که: “فکر خود را بر آن چه می خواهید متمرکز کنید.”
آیا خنده آور نیست که به سوپرمارکت برویم و به فروشنده بگوئیم: ” من شیر و نان و پنیر نمی خواهم.” و تازه انتظار داشته باشیم که با دست پر به خانه برگردیم. اما حقیقت این است که اغلب افراد در تمام طول زندگی حیرت زده و گیج تاسف نداشته ها را می خورند و درباره ی آن چه نمی خواهند حرف می زنند و این به راستی وضعیتی مایوس کننده است. ما باید بر آن چه که می خواهیم تمرکز کنیم.
با تعمیم این اصل به اصل تازه ای می رسیم با نام ترس از دست دادن. وقتی بیم از دست دادن چیزی را داریم، خود را مستعد از دست دادن آن می کنیم.
بر آن چه دلخواه شماست تمرکز کنید، فکر کردن به ترس ها آن ها را به سوی شما می کشد. اصل جذب ترس ها به راستی اصلی شگفت انگیز است! معنایش این است که ما به رودرویی با ترس ها فراخوانده می شویم تا از این طریق خود را به رشد برسانیم.
ترس از دست دادن، زیستن در زمان حال نیست، زیستن در آینده است!

اشتراک:

نظرات بسته اند